جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

311

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

با عده‌اى نظامى باز به سيستان آمد . هم او و هم جانشين وى تاج محمد كه به قصد تصرف هرات وارد ميدان نبرد شده بود از دولت ايران استمداد و تابعيت پادشاه ايران را تعهد نمودند با آنكه در اين ميانه وزير مختار انگليس از تجاوزى كه نسبت به يكى از مواد معاهدهء پاريس شده بود پىدرپى اعتراض مىنمود ، دولت ايران هم تمام مدت توجه وزير مختار را به مادهء ديگرى معطوف مىكرد كه در صورت بروز اختلاف با افغانستان « 1 » دولت انگليس ناگزير بود مساعى دوستانه بين دو طرف معمول دارد . شيرعلى هم كه در سال 1863 جانشين پدر خود دوست محمد و امير شد ، علاقه داشت كه براى رفع اختلاف اقدامى بشود . اما در همين موقع سياست چرند عطالت و سستى استادانه كه لردلارنس « 2 » قهرمان معروف آن به‌شمار مىرفت محور امور بود و حكومت هند از شناسائى مقام اميرى امتناع ورزيد كه بعدا ناگزير شد وجهى هم به او پرداخت كند از اين كار اعتراض و درخواست و عذر و بهانه دوام يافت تا سرانجام در نوامبر 1863 لردراسل « 3 » كه از اين اختلاف و نقار طولانى سخت بيزار شده بود اعلاميه‌اى صادر كرد مبنى بر اينكه : « دولت علياحضرت ملكهء ( ويكتوريا ) از هرگونه دخالتى در اين منازعه امتناع خواهد نمود و طرفين مىتوانند با نيروى نظامى ادعاى خود را پيش ببرند » . اين مدرك با آنكه دليرانه نبود ، اما شاهد صادقانه‌اى دربارهء اين اصل بود كه حق با قوى است و دولت ايران با اغتنام از اين اجازه و قرار در سال‌هاى 1865 - 1866 به آنجا لشكر كشيد و سيستان را اشغال كرد و رفته‌رفته تمام

--> ( 1 ) - هردو موضوع در مادهء 6 معاهده مندرج است . مورد اول به شرح ذيل است : اعليحضرت پادشاه ايران تعهد مىنمايد كه از هرگونه دخالتى در امور داخلى افغانستان خوددارى كند و قول مىدهد كه استقلال هرات و سراسر افغانستان را بشناسد و به هيچ‌وجه برضد استقلال آن كشور اقدامى ننمايد . شرط دوم : در صورت بروز اختلاف بين دولت ايران و قلمرو هرات و افغانستان دولت ايران تعهد مىكند كه جهت تسويه اختلاف از مساعى دوستانه دولت انگليس استفاده و تا خاتمهء اقدامات از استعمال اسلحه خوددارى نمايد . ( 2 ) - Lawrence ( 3 ) - Russell